تا جاييکه ذهن تنبل من ياری ميکنه،يادم مياد که صورتگری و پردازش چهره ای برای پروردگار به شکل مخلوقات در کتب دينی نوعی شرک [ يا کفر] محسوب ميشده. اين صورتگری به هر دليل و منطقی که استوار باشه تفاوتی در اصل ماجرا نميکنه.

عکس فوق که من رو ياد روز ششم خلقت آفريدگار(طبق نوشته های دينی) انداخت(به نظر بنده حقير) خداوند رو در حال دميدن روح، از وجود خودش به کالبد آدم به نمايش گذاشته و جالب تر از همه اينکه اين تصوير در يک روزنامه پر تيراژ پايتخت(همشهری-۴ ارديبهشت ۱۳۸۵) به چاپ رسيده! يعنی تصويری شايسته تر از اين برای يادآوری روز زمين پاک در اين روزنامه وزين!! وجود نداشته يا باز هم بايد مطبوعات و رسانه ها رو بعنوان ابزار به نظاره بنشينيم؟

/ 53 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

حس غریب تنهایی ، حسی که وجودم را در برگرفته ، تنهایی که چون پیچک بر تن احساسم پیچیده است ، پیچکی که تا لحظه ای دیگر احساسم را خفه می کند ، به گمانم تمام لحظه ها و احساسم را تنها تو می توانی از اسارت برهانی ... آپ شد ... منتظرتم ...

مهشيد

خداوکيلی از روزنامه چی مشنگ تر تو اين مملکت يافت می نشود.

marmar

سلام.من امروز اسباب کشی کردم رفتم اينجا...

صادق

سلام.من فکر می کردم برای اين نوشتتون نظر داده بودم...به نکتهء خوبی اشاره کرده بوديد.آدم از بعضی چيزها توی دور و اطرافش تعجب می کنه.و کاش ما انسانهايی که تعجب کردن رو خوب بلد هستيم سعی می کرديم کم کم خودمون امور رو به دست بگيريم تا جاييبرای اعمال تعجبی ديگه باقی نمونه.همون چيزی که ايران امروز بهش دچار شده.خلا نيروی آگاه و مسئول...عکس جالبی بود.موفق باشيد.

گلنسا

سلام...

فاطمه

آپ نميکنی ؟ خبرم کن هر وقت آپ کردی .... سلام ... مرسی که اومدی ... بازم آپ کردم ... بیا که خوشحال میشم ... دلگرمم کن " در به در غزل فروش منم که گیتار می زنم با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم " نمی دانم ! به گمانم باید بروم ! آری ! فقط باید بروم ... به کجا نمی دانم ! تو بگو ... منتظرتم ..

...

آفرينش ......

هر چی ميخوای بگو

سلام. من موافقم که کشيدن تصوير ژروردگار کار شايسته ای نيست. ولی تا کی ميخواهيد خود را در يک چارچوب قرار دهيد اين عکس سمبليک هست و هيچ وقت نگفته پروردگار اين شکلی بوده!! اگه بهم سر بزنی ممنون ميشم