ندارد

"حال دیوانه نداند که ندیدست پری"

/ 65 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافرغريبه

با درود "من با این شر و بیقراری سالهاست که دست به گریبانم.. و هیچکدوممون نه از دست اون یکی خلاص میشه و نه به اون یکی غالب میشه.. با همدیگه یه زندگی مسالمت امیز!! داریم.. کنار میاییم با همدیگه... " منم وقتی خوشحالی دوستان را می بینم خوشحال میشم و براشون آرزوی بهترینها را می کنم. سلام منو به دف ات هم برسون [لبخند]

مسافرغريبه

سلام چیزی که گفتی، ارتباط با اشیا، مساله ی مهمیی من با بعضی از وسایل و ابزاری که روزانه باهاشون در ارتباطم دوست هستم و گاهی اوقات باهاشون صحبت می کنم. وقتی در کنارم هستند احساس آرامش دارم. اشیا هم با ما سخن میگند اگه بهشون اهمیت بدیم . احترام و ارتباط متقابل جان و بی جان نمی شناسه. امیدوارم دوستی دیرینه ات با دف قدیمی به زودی ترمیم بشه و با هم بتونید روزهای خوشی رو سپری کنید . برای همه ی دعاها امیدوارم...[گل]

مسافرغريبه

با سلام. از شنيدن خبر متاثر شدم . اميدوارم به زودي زود سلامتيت رو به دست بياري. نگراني به دلت راه نداره انشاء ا... مشكلي پيش نمياد. منم پوليب بيني دارم و دائما از بابت سينوزيتهام در رنجم ولي حاضر به عمل نشدم. اميدوارم خيلي زود خبر كامل سلامتيت رو بهم بدي . اگه دعاي بنده مورد قبول واقع بشه به روي چشم .

مسافرغريبه

با سلام خدمت جناب زوربا از اينكه اينقدر دير جوياي حالت ميشم عذر ميخوام . وضعيت سلامتيت چطوره؟ به لطف خدا مشكل مرتفع شد؟

مسافرغريبه

با درودي ديگر نگرانيي كه داشتي رفع شد؟ نوشته بودي يكروز در ميان پيش دكتر ميري. الان اوضاع چطوره؟ كاري براي مشكلت انجام دادند؟ منم ممنونم كه هستي و برايت بهترينهاي زندگي رو از خدا ميخوام...كار دف به كجا رسيد؟

مسافرغريبه

سلام به دوست قديمي . حالت چطوره ؟ ما زماني از هم تشكر مي كرديم از اينكه هستيم و از هم ياد مي كنيم ولي تاريخ كامنت قبليم رو كه ديدم... گاهي گرفتار مسايلي ميشيم كه اختيار زمان رو ازمون مي گيره نميدونم موافقي يا نه ولي در حد يه احوالپرسي ساده هم فرصت و تمركز لازم رو نداشتم . اميدوارم اوضاع روبراه باشه و تو اين مدتي كه خبري ازت نداشتم اتفاقات خوبي برات افتاده باشه . در مورد خودم هم اميدوارم باز رشته ي امور زندگيم (البته اگه به صلاحم باشه ) در اختيارم قرار بگيره . با آرزوهاي بهترينها براي خودت و خانواده ي عزيزت [گل]

مسافرغريبه

سلام. از احوالپرسيت خيلي ممنونم. مرحوم حسين پناهي: " ما هيچ گاه همديگر را به تامل نمي نگريم . زيرا مجال نيست ...اين گونه است كه عزيزترين كسانمان را در چشم به هم زدني ...به حوصله ي زمان از ياد مي بريم..." من سعي مي كنم جزء اين انسانها و فراموشكار نباشم. تكليفم كمي با خودم مشخص نيست...دنبال يه گمشده در درونم هستم. دلتنگم . به علت همين مشغله فرصت مناسب براي سرزدن به دوستان رو پيدا نمي كنم. از اين بابت شرمنده هستم ولي مطمئن باش مسافرغريبه وبلاگ جناب زوربا و نويسنده ي محترمش رو از دل برون نكرده...اميدوارم اوضاع بر وفق مرادت باشه و در مسير اهدافت گام برداري...بازم به خاطر تمام مهربانيهايت متشكرم[گل]

مسافرغريبه

سلام . حالت خوبه؟ زندگي چطور مي گذره؟ شايد كامو راست گفته / من مي دانستم كه نوميدي هست ... اما نمي دانستم يعني چه. من هم مثل همه خيال مي كردم كه نوميدي بيماري روح است... اما نه ! بدن زجر مي كشد... چه سخت است چه تلخ است انسان بودن! / صرفا نوميدي نيست هر چي بيشتر وارد كنه مسايل فلسفي هستي ميشي و در پي ريشه يابي نابسامانيها و كجي هاي زندگي انسانها برمياي به طوري كه مشغله ي ذهنيت ميشه اونوقته كه مشكلات جسمي هم سراغت مياد بي اينكه علت فيزيولوژيكي داشته باشه . اميدوارم در سلامت كامل و در كنار خانواده خوشبخت و سعادتمند باشي.

مسافرغریبه

سلام به آشنای قدیمی. بعد مدتها سری زدم به دنیای وبلاگ گفتم حالی بپرسم. امیدوارم این سکوتت ناشی از حادثه یا گرفتاری نباشه. در پناه ایزد منان خوش باشی .

مسافر غریبه

سلام ممنونم از احوالپرسیت شرمنده دیر جواب میدم. من قبلا کامنت گذاشته بودم خبری نبود گفتم شاید از این دنیای مجازی وداع کردی! شما که بالاخره پست گذاشتی ولی من فعلا دستم به نوشتن نمیره دارم راههای مختلف رو امتحان می کنم تا چه پیش آید...