باز هم حیرانی

حیران تنهایی بیابانی هستم،

 که تنها نگاه رهگذری نا امید از دور دست ها- در گذشته ای کهن- بر آن افتاده بود..

بی هیچ ردپایی...

بی هیچ خاطره ای...

 

 

پ . ن :

اینجا دیوارها زنده اند ... بی هیچ رازی

/ 31 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام امیری

آره وبلاگش رو خوندم ولی باورم نمیشه.......[سوال][ناراحت]

مسافر غریبه

سلام به شما دوست بزرگوارم سپاس فراوان به خاطر آرزوهايي كه در سال جديد برام داشتي و شرمنده بابت تاخير در حضورم 1) به خاطر عمويم تشكر مي كنم . منم برايش شادي آرزو دارم . 2 ) اميدوارم همانطوريكه گفتي در اين راه موفق بوده باشم. گذر زمان حلال بسياري از مشكلات است 3) از اينكه دل بهداد عزيز رو شاد كردي بسيار خرسندم . من ارادتمند تمام كوچولوهاي دنيا هستم . حتما قدر اين امانت گرانقدر الهي رو ميدوني 4) من هم اميدوارم در زندگي به كمالي كه به دنبالش هستي برسي . 5) ممنونم كه به حريم تنهايي انسانها احترام ميذاري . خصوصا در مورد من كه اول نام فاميلي ام هم با اين كلمه شروع ميشه! من هم موافق اين روش هستم . ولي فكر مي كنم قبول داري كه تفاوتي هست بين تنهايي و غريب بودن!! بابت توصيه هم به روي چشم. با آرزوي بهترينها

هانیه

سلام دوست قدیمی. هنوز زنده ایم

گلنسا

واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس میشه خواهش کنم به منم کیک بدین :دی :دی :دی!!!!

دانش

درود و احترام و همیشه جویای احوال

گمشده

بی هیچ رازی... همینه کهادم را به فکر وا می داره

fardaa

سلام :-) / ... تنها ولی با صلابت ایستا و پابرجا . و وسیع و بیکران یه جورایی مثه دریا ولی ساکت و صبور ،نه پر خروش و ولوله. و این راز حیرانی من و توست.