اگر چه حاليا ديری است کان بی کاروان کولی

از اين دشت غبار الوده کوچيده است

و طرف دامن از اين خاک دامنگير برچيده است

هنوز از خويش پرسم گاه:

اه

چه می ديده است ان غمناک

روی جاده نمناک!

<< مهدی اخوان ثالث>>

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

سلام بر زوربا /ممنون از اینکه سر زدی و ممنون‌تر از اینکه نظرها‌تو راجع به هر مطلب گفتی/ ممنون باز هم سر میزنم

...

دوست من ، سلام ... بسيار زيبا و خواندني بود ! درود بر تو .

کافر خداپرست

سلام سپاسگزارم که سر زديد. نيز از حسن نظرتان...به گمانم روی جاده ی نمناک در رثای دست نوشته ای است که صادق هدايت آن را آتش زد و هيچ کس نخواند!

Mona

سلام ... موفق شاد و موفق باشی دوست من ! ... راستی زوربا يعنی چی ؟!؟!

peiman

سلام،با اين نوشتت حال کردم،ولی از نوشتهء قبليت خيلی بيشتر خوشم اومد،جالب بود،در هر صورت خوشحالم که اومدم اينجا،موفق و پايدار باشی./.پيمان

ROYA

سلام دوست عزيز.مطلاب قشنگ و كوتاه و مفيدي بود.اما منظور شخص خودتون رو از اون متوجه نشدم جون فكر مي كنم هر كسي ممكنه يه برداشتي ازش داشته باشه.موفق باشيد

Polin Assadi

سلام ممنونم ازت که به من سر زدی...پلين هم يعنی دوست داشتنی ...و اين اسم خودم هستش .اگه بتونم کمکی بکنم خوشحال می شم .وبلاگتون خيلی خيلی زيباست.هر جا هستين موفق و سر بلند باشيد.

elahe

سلام. مرسی از پيغام قشنگ و خشن و زيبايت ! گفتم يه حسی ٬ اما نگفته بودم چی. يه حسی ... يه حسی مثل غربت٬ گم شدن٬ تنها موندن ... يه جوری که انگار چشمات رو باز می کنی و ميبني هيچ کس نيست و تو تک وتنها وسط يه کويری ...

elahe

وسط کوير زندگی دوست عزيزم.