چه فرقی داشت؟

باید می مردم.

در یکی از همین ساعتهای جفت.

۰۷:۰۷  یا ۰۸:۰۸  و یا چه میدانم، شاید ۲۱:۲۱

یک زندگی نباتی چه فرقی دارد به حال مردمانی که همواره در پی سالنهای تئاتر و آرایش و همایش و نقد؛ و از این راه شاید در صدد رفعت خویشند.

و زمان چه بیرحم به داس و تیغ گذرش، می گسلاند تمامی رشته های تن.

رشته هایی که حتی تاب پنبه شدن هم دیگر ندارند.

                                                                                چه فرقی داشت؟

                                                                               در کدام ساعت جفت؟

/ 112 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اوولی

دلم تنگ شده بود برای نوشته هاتون. حرف از مرگ هميشه تلخ نيست.

گندم

منم مثل خيليا دلم برای نوشته هات تنگ شده...که بيام و بخونم و هی فکرکنم....هی فکر کنم...هی فکر کنم.......................

بزرگــــمهر

درود دوست عزيزم ،‌ به خاطر فيلتر شدن وبلاگم در blogfa ( براي بعضي از دوستان ) ، از اين به بعد مطالبم را علاوه بر وبلاگ سابق در آدرس زير هم قرار مي دهم. http://bozorg-mehr.persianblog.ir

پريسا در دريای خوشبختی

هم میهنان نیکوکار که نگران سلامت این کودکان ممحروم هستند می توانند هدایای خود را به حساب شماره 200228385001 ، سیبا ، بانک ملی شعبه خیابان سید جمال الدین اسدآبادی به نام پروانه کاظمی- فیروزه دهقان پرداخته و تصویر فیش بانکی خود و یا اطلاعات کامل فیش بانکی (شامل شماره فیش ، تاریخ ، نام پرداخت کننده ، مبلغ پرداختی ، و نام شعبه بانکی که پول به آن واریز شده است) را به آدرس پست الکترونیکی parvaneh_kazemi@yahoo.com ارسال نمایند .

روح تکيده

سلام دوست خوب و قديمی ... ساعات جفت..مانند هميشه از شيوايی کلامت لذت بردم...جاری باشيد

الهه

يکی از همين روزها خواهم رفت.. از همه اينهاُ از اينجا... يکی از همين روزهای زرد و سبز و صورتی

الهه

بهشت زمينی کجاست؟؟ ... جايی که من من نباشم و تو تو نباشی. جايی که من ديگری را دوست داشته باشم بخاطر خودش.جايی که کسی نره و ديگه برنگرده، جایی که کسی اون یکی رو له نکنه، جایی که نیست... فقط تو رویاها همه می خوانش اما هیچ کس اولین بهشتی روی زمین نمیشه... حتی خود من.