چه مرا سخت میکشی و ساده رها میکنی.
 و من همچنان در خویش فرو ریخته ام.
                           ناآرام و بی فریاد.
/ 7 نظر / 21 بازدید
حمیدرضا

همیشه باید منتظر این باشیم که توسط یکی رها شیم . . . . . . من به روزم

گندم

بیمار من همانطور که بود...با چشمانی بسته که گاه گاهی میگشاید این دریچه ی انگار سنگین را و نگاهش رنگ بوی غریبی می دهد...با سلام.

بچه کویر

سلام ممنون که به وبلاگم سر زدی در مورد روستای ایراج بایدبگویم که بنیان گذار این روستا شخصی به نام ایرج بوده است که ایین زرتشتی داشته

یاسی

سلام . نمیتونم احساس شما را درک کنم . فکر کنم خود بهتر عمق نوشته هاتون را می فهمید.