ترس معجون پيچيده ای است به قدمت تپه ها و گل خير و نيکی در خاکی که از ترس آبياری ميشود نمی شکفد.

شايد پذيرش ترس جزئی از سنت انسانی است و تنها در بحرانی نسبتا ملايم و يا در حادثه ای منقلب کننده است که ما از ترس پنهان خود با خبر ميشويم.

ترس همينجاست؛ و ما هزاران سال است که با ترس زيسته ايم و به ترتيبی آموخته ايم که با ترس کنار بياييم و گويی اين سنتها و آموزشهای ماست که تشويقمان ميکند که بر ترس چيره شويم٬ آنرا بپذيريم و يا انکارش کنيم. و يا به شکلی برايش دليل بتراشيم.

 ذهن ما نيز با سنت مانوس است و ذهنی که قرنهاست با سنتهای مخصوصی سر کرده باشد امروز نمی پذيرد که سنت کهنه برود؛ مگر اينکه سنت ديگری که هموزن آن باشد و احساس ايمنی بدهد به جايش بيايد.

ترس چه بصورت عينی و چه ذهنی باعث ميشود که ذهنها از کار بيفتد و فلج شود.

ترس بار سنگينی است که انسان هميشه با خود حمل کرده است. و نيز از همین ترسهاست که شکلهای گوناگون خرافات زاييده ميشود- خرافات عملی٬ تخيلی و شبه مذهبی!.

/ 51 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محي

ترس اولين قدميست که انسان به سمت گور بر می دارد (مثل ايتاليايی )/ ممنون که به وبلاگم سر زديد. وبلاگ زيبايی داريد . خوشحال ميشم باز هم سر افرازم کنيد ./(محی)

گندم

بوی تازگی؟...شايد به خاطر زخم تازه ايه که داره ميسوزونتم....با سلام.

MOO

سلام و اليکم ، و رحمت الله و برکات اناله ...... احوالکم ؟ خوب هستيد برادر ؟ کجاهايی بابا ؟ ببين روز جمعه قراره ! توی دوستانه ها هم نوشته ! بلند شو و بيا که يه زره دور هم بخنديم . راستی دوره جديد زندگی يعنی چی ؟ يعنی بايد شيرينی ميدادی و ندادی ؟ به همه سلام برسون . شاد باشی

babak

سلام/ترس هميشه از ناشناخته ها بوده / که به نظر من ترسناکتر از ما خود ادما جهان ترسی نداره.چون خيلی غريبيم و ناشناخته.موفق باشی دو.ست من.

hichkas

وقت به خير و درود درسته گرامی اون بهار سر زده اما من که ترس رو را خودم تو فرهنگ لغاتم خذف کردم و ندارم. راستش از يه چيزی ميترسم از اينکه نکنه دوباره به اين جونه خزون بزنه از کجا ميايد آن دست که ريشه هايما را ميربايد خوشحال ميشم بيشتر با هم در ارتباط باشيم

آزاده از کلبه ی عشق

ترس گرچه همواره چون بار سنگينی بر دوش انسان بوده است اما هميشه عامل منفی نبوده است.گرچه برخی خرافات زاييده ی ترس است اما چه ترسهايی که از زوال انسان جلوگيری کرده اند:مثل ترس از مرگ و خودکشی نکردن/ترس از مشروط شدن و درس خواندن/ترس از خدا و گناه نکردن!!!!!/سلام رفيق قديمی/اصلا منو ديگه يادت هست؟؟؟؟؟توی کلبه ی عشق منتظرت ميمونم.آزاده(همون تارايی که ميشناختی)

صبا

سلام بدو بيا يه کم سخرانی منو بخون ...بدو دير نکنيا ..کامنتيدن يادت نره ....

یک فنجان قهوه تلخ

گرفتار آخرين نوع خرافاتيم وحشتناک !!! ...

صادق

سلام.کنار نميايم.می کشتمون.مردمون کنار مياد...موفق باشيد.