پلکهای ديدگان لختی رويهم نمی آرامد و سرمه چشمان جز گريه نيست.

آری!

اين خاطره سرزمينی است که دانايان آن لب از سخن فرو بسته اند و نادانهايش با کمال دريدگی و افسار گسيختگی بر سنگهای مرمرين کاخ تکيه ای بی دوام زده اند.

/ 88 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
passat

سلام عرض شد جناب آقای مهندس زوربای گل/شاد باشين و شادی بخش

marmar

آری اينچنين بود برادر ...

گندم

فاصله يه حرف سادست بين ديدن و نديدن....بگو صرفه با کدومه...شنيدن يا نشنيدن؟................با سلام.

گندم

چه بگويم؟ دل من بي تاب است... چشم من گريان است... تن من لرزان است........با سلام.

پدرام دانش

سلام. ایجاز در پیام رسانی؛ از کوتاه ترین مسیر ممکن. درود بر شما ..... علی (ع) می گوید: < از نشانه های ظلم؛ يکی آن که بزرگان؛ دعا کنند و مستجاب نگردد. ديگر آن که دانايان بگویند و ديگران نیاموزند و عبرت نگیرند. و وای بر احوال مردمی که دانایان شان؛ بگويند و گوش شنوایی نباشد > ....

ریحون رایا

وای بر ما وقتی ايندگان تاريخ اين زمانه را بخوانند و بر ما نفرين کنند بخاطر سکوتی که نه تنها حق مارو که حق انها رو پايمال کرده

پاسات

هوس بوسه ز لبهای تو انگاری خوابه و رويا

masi

و اين تکيه بی دوام را امتدادی است تا کی. و اين کی چندان نزديک به نظر نميرسد.