زوربا
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ زوربا
آرشيو وبلاگ
      زوربا....... ()
  نويسنده: زوربا - چهارشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٢

در خيالم سحری خانه حافظ رفتم

در زدم بر در آن خانه دوست

حافظ آشفته برون آمد و گفت

تو که هستی که چنين سخت و سراسيمه شدی؟!

گفتم ای پادشه ملک سخن

ای سخن در سخنت شعر و کلام

خانه يار دل آرام کجاست؟

دگر از پای فتادم حافظ

من همه گرم سخن بودم و او

قد و بالای مرا خيره تماشا ميکرد

عاقبت زمزمه ای کرد و چنين گفت و برفت

<< غافلی در همه احوال خدا با او بود

او نميديدش و از دور خدايا ميکرد>>

 

  نظرات ()
مطالب اخير رومزه گی ام.... ارتجاع... عفونت معنوی و چه حس لزجی.... باز هم حیرانی اگه میدونستم چی شده حتما یه عنوانی براش میشد زد... بدون عنوان .. بدون منظور.. بدون نگاه.. بی همه چیز...! رها باید شد از این بند.. زندانی ندارد
کلمات کليدي وبلاگ  
دوستان من به یاد مرگ (پاسات) سلطان خوبان (پریسا) و دشت است خلوتم ( گندم*) مسافرغریبه ( حکیمه) ناگفته ها (سارا) تا شقایق هست زندگی باید کرد(غزال) حسی از جنس بلور (گلنسا) دیونه (پدرام) دوتایی (مهسا) عاقلانه! (لیلا) عاقلانه (لیلا) خسته (سمیرا) گلبرگ مغرور (محمد) گلدونه های رازقی (سوفیا منصف) کوهستان یک دختر بارانی (سوفیا منصف) یک فنجان قهوه تلخ (جواد) ماه نفره ای(سحر) فکریات (صادق) ویترین آدم فروشی (هستی) کم پیدا تر از برف روی خط استوا (مهدیه لطیفی) خاطرات کودکی (مرجان کشاورزی) کبوتر زخمی (نرجس) پسر معمولی (شهاب) شام مهتاب من (مریم) چکامه های مهیار (مهیار) نسیم صبا (صبا) طوقی پر شکسته (طوقی) غریبستان (سارا) پسر ایرونی (سعید) میریام(اعظم ابراهیمی) زمزمه های پیامبر و دیوانه (راوی) ای لی روح تکیده اخبار فناوري اطلاعات شبکه اجتماعي بهشت من