زوربا
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ زوربا
آرشيو وبلاگ
      زوربا....... ()
  نويسنده: زوربا - دوشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٢

هميشه در ورای حرفهايت عشق

به چشمت قطعه ای زيباست اما زشت

هميشه در نگاهت يک دو جين از خاطرات کودکی

با کمی طعم ترنج و کندر و شب بو

کمی شيرين؛ کمی مطبوع؛ يا هم اندکی مطلوب

..............ولی اکنون دگر ان طبع و شور و حال و زيبايی

بجايش بغضی از درماندگی مانده

و ايا اخرش؟

اما! چرا اخر!!؟!!

که ايا در زمان حال

چرا اينگونه بايد زيست؟

چرا اينگونه بايد بود؟

چرا اينگونه بايد مرد؟

چرا ما مردمان از هر نگاه و هر سخن رنجور

به کنجی از غم و اندوه در ناله

و اين پرسش و اين ابهام......

چکارش بايدم کردن

-که بغضم باز گردد زين عمل

- زين گونه پيمودن؟

  نظرات ()
مطالب اخير رومزه گی ام.... ارتجاع... عفونت معنوی و چه حس لزجی.... باز هم حیرانی اگه میدونستم چی شده حتما یه عنوانی براش میشد زد... بدون عنوان .. بدون منظور.. بدون نگاه.. بی همه چیز...! رها باید شد از این بند.. زندانی ندارد
کلمات کليدي وبلاگ  
دوستان من به یاد مرگ (پاسات) سلطان خوبان (پریسا) و دشت است خلوتم ( گندم*) مسافرغریبه ( حکیمه) ناگفته ها (سارا) تا شقایق هست زندگی باید کرد(غزال) حسی از جنس بلور (گلنسا) دیونه (پدرام) دوتایی (مهسا) عاقلانه! (لیلا) عاقلانه (لیلا) خسته (سمیرا) گلبرگ مغرور (محمد) گلدونه های رازقی (سوفیا منصف) کوهستان یک دختر بارانی (سوفیا منصف) یک فنجان قهوه تلخ (جواد) ماه نفره ای(سحر) فکریات (صادق) ویترین آدم فروشی (هستی) کم پیدا تر از برف روی خط استوا (مهدیه لطیفی) خاطرات کودکی (مرجان کشاورزی) کبوتر زخمی (نرجس) پسر معمولی (شهاب) شام مهتاب من (مریم) چکامه های مهیار (مهیار) نسیم صبا (صبا) طوقی پر شکسته (طوقی) غریبستان (سارا) پسر ایرونی (سعید) میریام(اعظم ابراهیمی) زمزمه های پیامبر و دیوانه (راوی) ای لی روح تکیده اخبار فناوري اطلاعات شبکه اجتماعي بهشت من